بایگانی ماهانه: ژوئیه 2011

نگاه قشنگش پر از زندگی بود

آمنه آمنه عزیز روح بزرگ و بی همتایت در بخشیدن را می ستایم

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

شب فراق که داند که تا سحر چند است

شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق دربند است گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم کدام سرو به بالای دوست مانند است پیام من که رساند به یار مهرگسل که برشکستی … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در شعر | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

طرح ارتقای امنیت اجتماعی !

 

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی…….. دست خود زجان شستم از برای آزادی

          آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی                   دست خود زجان شستم از برای آزادی            در محیط طوفان زا ماهرانه در جنگ است             نا خدای استبداد با خدای آزادی

نوشته‌شده در تصویر | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان

بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب که باغ ها همه بیدار و بارور گردند بخوان ‚ دوباره بخوان ‚ تا کبوتران سپید به آشیانه خونین دوباره برگردند بخوان به نام گل سرخ در رواق سکوت که موج و … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در شعر | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید